گل تپه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل تپه . [ گ ُ ت َ پ َ / پ ِ ] (اِخ ) خیرآباد.دهی است از دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد، واقع در ٨هزارگزی جنوب آغ کند و ٢٠هزارگزی راه شوسه ٔ میانه به زنجان . هوای آن معتدل و دارای ٢٧٣ تن سکنه است . آب آن از دو رشته چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و سردرختی است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم و گلیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
گل تپه . [ گ ُ ت َ پ َ / پ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان واقع در ٢٨٠٠٠گزی شمال باختر سنقر و ٦٠٠٠گزی شمال خاور سورن آباد. هوای آن سرد و دارای ١٧٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات، حبوبات و توتون است . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیچه و جاجیم و پلاس بافی می باشد و در تابستان از سورن آباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
گل تپه . [ گ ُ ت َ پ َ / پ ِ ] (اِخ ) حسن آباد. دهی است جزء دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآبادیا حسن آباد واقع در ٨٥٠٠ هزارگزی باختری آغ کند و ١١هزارگزی راه شوسه ٔ هروآباد به میانه . هوای آن معتدل و دارای ٢٢٣ تن سکنه است . آب آن از دو رشته چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و سردرختی است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم و گلیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).