گل جنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل جنگ . [ گ ُ ل ِ ج َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آنرا گویند که پهلوانان ولایت به حریف خود گل میفرستند و این بمنزله ٔ پیغام طلب جنگ و کشتی است . (آنندراج ) : واضحا باغ وفا طرفه هوایی دارد هر نهالی که نشاندم گل جنگی برخاست . ارادتخان واضح (از آنندراج ). و تواند که مراد از گل جنگی همان گل بود که در هندوستان آنرا گدهل به ضم کاف فارسی و فتح دال هندی خوانند و انداختن جنگ در میان مردم از خواص اوست . (آنندراج ).