گلاب افشانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلاب افشانی . [ گ ُ اَ ] (حامص مرکب ) افشاندن گلاب . ◄ مجازاً در بیت زیر بمعنی اشک ریختن و گریه کردن است : بامدادان کنم از دیده گلاب افشانی کآتشین آینه عریان به خراسان یابم . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلاب افشانی . [ گ ُ اَ ] (حامص مرکب ) افشاندن گلاب . ◄ مجازاً در بیت زیر بمعنی اشک ریختن و گریه کردن است : بامدادان کنم از دیده گلاب افشانی کآتشین آینه عریان به خراسان یابم . خاقانی .