گلاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلاج . [ گ ُ ] (اِ) نام نانی است تنک چون کاغذ که اصل آن از نشاسته و سفیده ٔ تخم مرغ است و در شربت ریزند وخورند و آنرا لابرلا گویند. (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ).نانی است بسیار نازک و تنک مانند کاغذ حریر و آنرا از نشاسته و تخم مرغ پزند و در شربت قند و نبات ریزه کنند و با قاشق و چمچه بخورند. (برهان ) : خوشنویسان قطایف با قلمهای شکر جمله عاجز گشته اند از خط تعلیق گلاج . بسحاق اطعمه . ◄ نام حلوایی است و عربان قطایف میگویند. (برهان ) (غیاث ) : نباتش بسر قند افشاندی گلاجش بنان چهره پوشاندی . بسحاق اطعمه . و رجوع به کلاج و لابرلا شود. ◄ به لغت دری کلاغ را گویند. (آنندراج ).