گلالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلالی . [گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش قروه ٔ شهرستان سنندج، واقع در ٣٢هزارگزی جنوب خاوری قروه و ١٥هزارگزی باختر راه شوسه ٔ قروه به همدان . هوای آن سرد و دارای ٤٣٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، حبوبات و توتون است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه بافی است . راه مالرو و دبستان نیز دارد و تابستان از طریق سوتپه اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
گلالی . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خالصه بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ٣٩هزارگزی شمال باختری کرمانشاه نزدیک کوربلاغها. هوای آن سرد و دارای ٢١٨ تن سکنه است . آب آن از چاه و محصول آن غلات، حبوبات و صیفی است . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . در فصل خشکی اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).