گلان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلان . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج، واقع در ٢٧هزارگزی شمال رزاب و ٩هزارگزی جنوب سنندج به مریوان . هوای آن سردسیر و دارای ١٠٠ تن سکنه است . آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات، لبنیات و توتون است . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . گلان را درخوجذام گویند، زیرا در این محل جذامی دیده شده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
گلان . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ شهرستان سراوان واقع در ٥٧هزارگزی جنوب خاوری سراوان و ١٣گزی جنوب راه فرعی کوهک به سراوان . هوای آن سرد و دارای ١٢٠ سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و خرما است . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
گلان . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل، واقع در ٤هزارگزی جنوب گرمی و ٤هزارگزی راه شوسه ٔ بیله سوار به گرمی . هوای آن گرم و دارای ٣٣٩ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).