گلبدن بیگم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلبدن بیگم . [ گ ُ ب َ دَ ب َگ ُ ] (اِخ ) دختر نیک اختر بابرشاه بود به جمال صوری و معنوی و موزونی و سخن پردازی والادستگاه . از اوست : هر پری رویی که او با عاشق خود یار نیست تو یقین می دان که هیچ از عمر برخوردار نیست . (از صبح گلشن ص ٣٤٨). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ٥ ص ٣٨٧٢ شود.