گلبند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلبند. [ گ ُ ب َ ] (اِ مرکب ) نوعی از جامه های رنگین که بهندی باندهنو گویند. (غیاث ). نوعی از اقمشه ٔ رنگین که آنرا در عرف باندهنو گویند. (آنندراج ) : چشم بلبل پوشم ار گردد بتم گلبندپوش عشقبازی میکنم با لاله رویان در لباس . محمدسعید اشرف (از آنندراج ). از سر و پایم بکار عشق حاجتمند توست چشم بلبل جامه ام از جامه ٔ گلبند توست . محمدسعید اشرف (از آنندراج ). ◄ (نف مرکب ) باغبان : همچو گلبندی که تا افتد گلی بندد بجا داغ دیگر مینهم یک داغ چون بهتر کنم . نظام دست غیب (از آنندراج ). و رجوع به گلبندی شود.