گلغنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ غَ دِ) (اِمر.) پنبه زده شده و گلوله کرده.واژه قبلی: گلغرواژه بعدی: گلف