گلوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلوان . [ گ َ ](اِخ ) دهی است از دهستان نازلو بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع در ٦هزارگزی خاور راه شوسه ٔ ارومیه به سلماس . هوای آن معتدل و دارای ٧٠ تن سکنه است . آب آن از نازلوچای و محصول آن غلات، توتون، کشمش و حبوبات است . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جوراب بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
گلوان . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه واقع در ٨هزارگزی جنوب باختری نقده و ٢٥٠٠گزی جنوب خاوری راه شوسه ٔ نقده به بانه .هوای آن سرد و دارای ٣١٧ تن سکنه است . آب آن از دره و چشمه و محصول آن غلات، توتون و چغندر است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
گلوان . [ گ ُ ] (اِ) نام یکی از محصولات بلوط و این نام در سردشت متداول است . (مؤلف ). قلقاف . گل گاو.