گلوتنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلوتنگ . [ گ ُ / گ َ ت َ ] (ص مرکب ) آنچه گلوی آن تنگ باشد. و در اینجا کنایه از نفس گیرنده و فشاردهنده ٔ گلوست : نفس بردار از این نای گلوتنگ گره بگشای از این پای کهن لنگ . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلوتنگ . [ گ ُ / گ َ ت َ ] (ص مرکب ) آنچه گلوی آن تنگ باشد. و در اینجا کنایه از نفس گیرنده و فشاردهنده ٔ گلوست : نفس بردار از این نای گلوتنگ گره بگشای از این پای کهن لنگ . نظامی .