گلورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلورد. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گلیجان بخش مرکزی شهرستان ساری واقع در ٢٣٠٠٠گزی جنوب ساری، کنار رودخانه ٔ تجن . دارای ٢٧٥ تن سکنه و هوای آن معتدل است . آب آن از رودخانه ٔ تجن و دره ٔ محلی و محصول آن غلات، مرکبات، برنج، پنبه و عسل است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه های نخی و ابریشمی است . راه مالرو دارد. گله داران در تابستان به ییلاق برنت سوادکوه میروند. زراعت برنج کنار رودخانه ٔ تجن معمول است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
گلورد. [ گ ِ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پی رجه سورتیجی بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری، واقع در ٤٨٠٠٠گزی شمال کیاسر و ٢٤٠٠٠گزی بهشهر. هوای آن معتدل و دارای ٤٥٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، ارزن و عسل است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان شال و کرباس بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).