گلوند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلوند. [ گ َل ْ وَ ] (اِ)مرسله را گویند یعنی هر چیز که بطریق تحفه و هدیه بجایی فرستند. ◄ چیزی باشد که آنرا مانند گلوبند از جوز و انجیر سازند و بجایی فرستند. آنرا گلونده نیز گویند. (از برهان ) (آنندراج ) : خواجه ٔ ما، ز بهر گنده پسر ساخت از خایه ٔ شتر، گلوند. طیان . تحفه ٔ دوستانت را گردون از مه و مهر ساخته گلوند. شمس فخری (معیار جمالی ).
گلوند. [ گ َل ْ وَ ] (اِخ ) نام کوهی است . (برهان ) (آنندراج ).