گلیم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گِ) (اِ.) نوعی فرش که از پشم میبافند. ؛ ~ خود را از آب درآوردن کنایه: از عهده کار خود برآمدن.مترادفها و واژههای مرتبطپلاس، جل، فرشواژه قبلی: گلیسیرینواژه بعدی: گلیم گوش