گم گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. گَ تَ) (مص م.) گم شدن، گم گردیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. گَ تَ) (مص م.) گم شدن، گم گردیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گم گشتن . [ ُگ گ َ َت ] (مص مرکب ) گم شدن . گم گردیدن . معدوم شدن . مفقود شدن : روز گم گشتن فرزند تقادیر قضا چاه دروازه کنعان به پدر ننماید. سعدی (صاحبیه ). ربنا انا ظلمنا گفت و آه یعنی آمد ظلمت و گم گشت راه . مولوی .