گماشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
منصوب کردن، مأمور کردن، مأموریت دادن، دستچین کردن، وکیل کردن، نمایندگی دادن، نماینده کردن، منتصب کردن سپردن، محول کردن، تفویض اختیار کردن، اختیارات لازمه را دادن، ارجاع کردن، احاله کردن، کاری را بهکسی سپردن، واگذار کردن کاری، واگذاشتن استخدام کردن، جذب کردن، جذب نیرو کردن وسیله کردن، دستور دادن، امر کردن استفاده کردن، سودبردن