گمانه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ نَ یا نِ) (اِ.) ۱- گمان، حدس. ۲- چاه با نقبی که مقنی پیش از کندن قنات در محلی که گمان آب میرود حفر میکند.مترادفها و واژههای مرتبطظن، مظنهاحتمالواژه قبلی: گمان کردنواژه بعدی: گمانیدن