گمان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ یا گَ) (اِ.) ۱- ظن، وهم. ۲- رأی، اندیشه.مترادفها و واژههای مرتبطپندار، پنداشت، تخمین، تصور، توهم، حدس، خیال، زعم، شک، ظن، فرض، فکر، وهمباورایهام ≠ یقینواژه قبلی: گماشتهواژه بعدی: گمان بردن