گمنام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص مر.) بی نام و نشان، خامل.مترادفها و واژههای مرتبطخامل، بینامونشان، غیرمعروف، مجهول، مجهولالهویه، ناشناخته، ناشناس ≠ سرشناس، مشهورواژه قبلی: گمستواژه بعدی: گمولوژی