گم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ) (ص.) ناپدید، سرگشته، آواره.مترادفها و واژههای مرتبطغایب، مفقود، ناپدید، ناپیدا، نامرئیگمراهسردرگم ≠ پیدا، یافتواژه قبلی: گلیکوژنواژه بعدی: گم شده