واژه جو

گنبدار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گنبدار. [ گُم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار که در ٢٠٠٠٠ گزی شمال قصرقند، کنار راه مالرو قصرقند به چانف واقع شده است . هوای آن گرم مالاریایی و سکنه اش ١٠٠ تن است . آب آن از رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات، برنج، خرما، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).

معنی گنبدار | واژه جو