گنج آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گنج آباد. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان که در ٣٦هزارگزی جنوب باختری ماه نشان و ٦هزارگزی راه عمومی واقع شده است . هوای آن سرد و سکنه اش ٣٤٠ تن است . آب آن از رودخانه ٔ قلعه جوق تأمین میشود. محصول آن غلات و انگور و لبنیات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . این ده یک قلعه ٔ قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
گنج آباد. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز که در ٢٥هزارگزی جنوب باختری سراسکند و ٨هزارگزی راه آهن میانه به مراغه واقع شده است . هوای آن معتدل و سکنه ٔ آن ٤٢٠ تن است .آب آن از چشمه و رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . دو محل نزدیک هم به نام گنج آباد بالا (علیا)و گنج آباد پائین (سفلی ) معروف است . سکنه ٔ گنج آباد بالا ٢٤٠ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
گنج آباد. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جرقویه بخش حومه ٔ شهرستان شهرضا که در ٣٨هزارگزی شمال خاور شهرضا متصل به راه فرعی گنج آباد به شهرضا واقع شده است . هوای آن معتدل و سکنه اش ١٠٠ تن است . آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آن غلات، پنبه سردرختی و شغل اهالی زراعت است . راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).