گنج گاوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گنج گاوان . [ گ َ ج ِ ] (اِخ ) همان گنج گاو است که از جمشید بود و به دست بهرام گور افتاد. (برهان ) : بهنگام جم چون سخن راندند ورا گنج گاوان همی خواندند. فردوسی . رجوع به گنج کاوس و گنج گاو و گنج گاومیش شود.
گنج گاوان . [ گ َ ِج ] (اِ مرکب ) نوایی است از نواهای باربد. (فرهنگ رشیدی ) (شعوری ج ٢ ص ٣٠٣)(فرهنگ نظام ). رجوع به گنج گاو و گنج گاومیش شود.