گنجان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گنجان . [ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رابر بخش بافت شهرستان سیرجان که در ٤٢٠٠٠گزی شمال خاوری بافت، سر راه مالرو جواران به رابرواقع شده است . هوای آن سرد و سکنه اش ٣٠٠ تن است . آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . مزرعه ٔ صاحب آباد جزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
گنجان . [ گ ُ ] (نف ) صفت فاعلی از گنجیدن .(کلیله و دمنه به نقل بهار در سبک شناسی ج ٢ ص ٢٦٦).