گنج
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِ.) خر دم بریده.
(گُ) (اِ.) گنجایش، ظرفیُت.
(گَ) [ په. ] (اِ.) ۱- خزانه زر و سیم، جواهری که در جایی پنهان باشد. ۲- ثروت بسیار. ۳- انبار، مخزن. ؛ ~ باد آورده گنجی که بی زحمت و رنج به دست آید.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِ.) خر دم بریده.
(گُ) (اِ.) گنجایش، ظرفیُت.
(گَ) [ په. ] (اِ.) ۱- خزانه زر و سیم، جواهری که در جایی پنهان باشد. ۲- ثروت بسیار. ۳- انبار، مخزن. ؛ ~ باد آورده گنجی که بی زحمت و رنج به دست آید.