واژه جو

گنخک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گنخک . [ گ َ خ َ ] (اِخ ) قریه ای است دو فرسنگ و نیمی میانه ٔ جنوب و مغرب کاکی (از بلوک دشتستان فارس ). (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص ٢١٤).

معنی گنخک | واژه جو