گندامویه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گندامویه . [ گ َ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) پرهای زرد و کوچک بچه های طیور. (آنندراج ). زَغَب : اِزغاب ؛ گندامویه برآوردن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ موی نخستین که بالای اندام طفل روید. (آنندراج ). موهای کودک تازه زائیده شده . (ناظم الاطباء). زَغَب . ◄ جفت کودک که با آن ازمادر زاده شود و آنرا به عربی زغب گویند. (شعوری ج ٢ص ٣٠٦). زغب در عربی بمعنی اول و دوم است که ذکر شد و این معنی که شعوری آورده در جای دیگر یافته نشد.