گندانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گندانیدن . [ گ َ دَ ] (مص ) گنداندن . تباه کردن . فاسدکردن . متعفن کردن . تعفین . و رجوع به گنداندن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گندانیدن . [ گ َ دَ ] (مص ) گنداندن . تباه کردن . فاسدکردن . متعفن کردن . تعفین . و رجوع به گنداندن شود.