گندای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گندای . [ گ ُ ] (ص، اِ) فالگو. فالگیر. رمال . (از ناظم الاطباء).
گندای . [ گ َ ] (نف ) هر چیز گندیده که از آن بوی بد برآید. (ناظم الاطباء). رجوع به گندا شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گندای . [ گ ُ ] (ص، اِ) فالگو. فالگیر. رمال . (از ناظم الاطباء).
گندای . [ گ َ ] (نف ) هر چیز گندیده که از آن بوی بد برآید. (ناظم الاطباء). رجوع به گندا شود.