واژه جو

گنده چی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گنده چی . [ گ ُ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) رشیدی در ذیل گُنده آرد: کوفته که مدور و بزرگ ساخته در میان آتش اندازند، و گنده چی تصغیر آن یعنی گنده ٔ کوچک، احمد اطعمه گوید : تا که بود گنده چی امرد ابروترش تا که بود حلقه چی شاهد شیرین دهن . بسحاق اطعمه . رجوع به گنده شود.

معنی گنده چی | واژه جو