گند
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(گُ) (اِ.) خایه.
(گَ) (اِ.) ۱- بوی بد، عفونت. ۲- کثافت، آلودگی. ؛ ~ ِ چیزی بالا آمدن (درآمدن): (عا.) فساد آن آشکار شدن. ؛ ~چیزی را بالا آوردن: (عا.) کاری را بسیار بد انجام دادن، رسوا شدن.
(~.) (اِ.) (قالی بافی) کله، گره.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(گُ) (اِ.) خایه.
(گَ) (اِ.) ۱- بوی بد، عفونت. ۲- کثافت، آلودگی. ؛ ~ ِ چیزی بالا آمدن (درآمدن): (عا.) فساد آن آشکار شدن. ؛ ~چیزی را بالا آوردن: (عا.) کاری را بسیار بد انجام دادن، رسوا شدن.
(~.) (اِ.) (قالی بافی) کله، گره.