واژه جو

گنه شوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گنه شوی . [ گ ُ ن َه ْ ] (نف مرکب ) که گنه را از بین ببرد و بشوید : بود گناه من آنک با تو یگانه شدم نیست به از آب چشم هیچ گنه شوی تر. خاقانی .

معنی گنه شوی | واژه جو