واژه جو

گنوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گنوی . [ گ َ ن َ ] (اِخ ) سه فرسخ و نیم شمالی دیر است [ از دهات بلوک دشتی فارس ] . (فارسنامه ٔ ناصری گفتار٢ ص ٢١٢).

معنی گنوی | واژه جو