گنگ گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گنگ گشتن . [گ ُ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) گنگ شدن . لال شدن : تو گویی که طوطی است اندر سخن که از آب گردد همی گنگ و کر. مسعودسعد. و رجوع به گنگ و گنگ شدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گنگ گشتن . [گ ُ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) گنگ شدن . لال شدن : تو گویی که طوطی است اندر سخن که از آب گردد همی گنگ و کر. مسعودسعد. و رجوع به گنگ و گنگ شدن شود.