گنگار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ) (اِ.) ماری که تازه پوست افکنده باشد.واژه قبلی: گنگ شدنواژه بعدی: گنگل