گه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ) (اِ.) ۱- وقت، زمان، هنگام. ۲- بوته زرگران.(گُ) [ په. ] (اِ.) مدفوع آدمی.مترادفها و واژههای مرتبطپلیدی، سرگین، فضله، مدفوع، نجاستواژه قبلی: گنگیواژه بعدی: گهبد