گواه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ) (ص.) شاهد، دلیل، برهان.مترادفها و واژههای مرتبطشاهد، ناظرشهیدبرهان، بینه، دلیل، مویدواژه قبلی: گوانگلهواژه بعدی: گواهی