واژه جو

گواوررود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گواوررود. [ ] (اِخ ) یکی از شعبه های سیمره در پشتکوه که از کیال امیر در منطقه ٔ کلهرها فرودآمده و پس از دریافت آب کرند در نزدیکی شیروان درمحل تنگ روشنه به سیمره می ریزد. (از جغرافیای غرب ایران تألیف ژاک د مرگان ترجمه ٔ کاظم ودیعی ص ٢٢٦).

معنی گواوررود | واژه جو