واژه جو

گواژیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گواژیدن . [ گ َ / گ ُ دَ ] (مص ) سرزنش کردن و طعنه زدن . (آنندراج ). ملامت کردن و سرزنش نمودن . (ناظم الاطباء).

معنی گواژیدن | واژه جو