واژه جو

گواژ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گواژ. [ گ َ ] (اِ) مسخرگی و مزاح . (برهان : گواز). ◄ سرزنش و طعنه . (انجمن آرا) (آنندراج ) : کند طبع او بحر را سرزنش زند جود او در معادن گواژ. شمس فخری (از شعوری ج ٢ ص ٣١٩). ◄ مردم خوش طبع. (برهان : گواز). ◄ ازار و دامنی را نیز گویند که لنگی و روپاک باشد. (برهان : گواز).

معنی گواژ | واژه جو