واژه جو

گواک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گواک . [ گ ُ ] (اِ) صعوه را گویند. (آنندراج ). مرغ کوچکی خاکستری رنگ که در کنار آب نشیند و پیوسته دم جنباند، و به تازی صعوه گویند. (ناظم الاطباء). دم جنبانک .

معنی گواک | واژه جو