واژه جو

گوجان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گوجان . (اِخ ) دهی از دهستان میزدج بخش حومه ٔ شهرستان شهرکرد که در ٣١ هزارگزی جنوب باختری شهرکرد و ٣ هزارگزی راه نارسیان به باباحیدر واقع شده است . کوهستانی و هوای آن معتدل و سکنه ٔ آن ١٣٠٢ تن است . آب آن از چشمه و قنات و رودخانه ٔ سراب تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).

معنی گوجان | واژه جو