گورکن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِمر.) پستاندار شبگرد نقب زن از تیره راسوسانان.(کَ) (ص فا.) قبرکن.مترادفها و واژههای مرتبطحفار، قبرکن، لاحد، لحدسازواژه قبلی: گورکواژه بعدی: گورگا