واژه جو

گورگیاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گورگیاه . (اِ مرکب ) گیاهی است که گورخر آن را به رغبت تمام خورد، و چون بخایند مزه ٔ قرنفل و مصطکی کند، و به عربی اذخر و طیب العرب خوانند. (برهان ). گورگیاه یا کاه مکی، از گندمیان صنعتی، از دسته ٔ غلات، که خوشه های معطر دارد (گل گلاب ص ٢٩٧). تبن مکی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی گورگیاه | واژه جو