واژه جو

گورید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گورید. (اِخ ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند واقع در ٥٨ هزارگزی جنوب باختری درمیان و ١٣ هزارگزی باختر شوسه ٔ عمومی مشهد به زاهدان . ٣٢١ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شلغم و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. طوایف بهلولی، یعقوبی و حاجی حقداد در اطراف این ده ساکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی گورید | واژه جو