گوزو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص مر.) (عا.) آن که زیاد میگوزد. کنایه از آدم بی اهمیت.واژه قبلی: گوزنواژه بعدی: گوزگند