واژه جو

گوسپندداری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گوسپندداری . [ پ َ ] (حامص مرکب ) عمل گوسپنددار. گوسفندداری . شبانی . نگهداری گوسفند. رمه داری . گله داری : و آواره شدند و به شبانی و گوسپندداری افتادند [ شبانکارگان ] . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٦٤).

معنی گوسپندداری | واژه جو