گوسپندکشان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوسپندکشان . [ پ َ ک ُ ] (اِ مرکب ) ج ِ گوسپندکش . ◄ (ق مرکب ) در حال کشتن گوسپند. ◄ (اِ مرکب ) گوسفندکشان . عید قربان . (برهان ) (آنندراج ). روز دهم ذی الحجه که در آن گوسفند قربان کنند. عید اضحی . یوم النحر : باد بر تو مبارک و خنشان جشن نوروز و گوسپندکشان . رودکی (احوال و اشعار ج ٣ ص ١١٠٧). خجسته بادتو را عید گوسپندکشان که تو همیشه درخت خجستگی کاری . قطران . تا دگر روز عید گوسپندکشان سلطان محمود فرازرسید با سپاه بسیار. (تاریخ سیستان ). و دهم روز از ذی الحجه عید گوسپندکشان که حاجیان به منی قربان کنند. و بدین روز و دو روز از پس وی روزه داشتن حرام است . (التفهیم صص ٢٥٢-٢٥٣).