گوش بدر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ دَ) (ص مر.) منتظر، انتظارکش.واژه قبلی: گوشواژه بعدی: گوش بریدن