واژه جو

گوش شنودی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گوش شنودی . [ ش ِ ] (حامص مرکب ) سُمعه . مقابل چشم دیدی . رئاء. (یادداشت مؤلف ).

معنی گوش شنودی | واژه جو